ترجمه ی درس دوم
فی خِیمةِ ِقیادةِ الْعَدُوَّ
در چادر فرماندهی دشمن
اَیُّها الأُمَراءِ ! اَیُّها السّادَة ُ! معنویّاتُ الجُنودِ ضعیفَةٌ ...
ای فرماندهان ! ای آقایان ! روحیه سربازان ضعیف
است .
نَحنُ بحاجةٍ إلی هُجومٍ سَریعٍ عَلی قُوّاتِ الْعَدُوَّ !!
ما به یک حمله ای سریع بر علیه نیروهای دشمن
نیاز داریم .
أحَدُ الأُمَراءِ : نَعَم . نَعَم . حَسَنٌ ..
یكی از فرماندهان ! بله . بله . خوب است
أَحسَنتَ . هذه فِكرَةٌ جَیَّدَةٌ .
آفرین . این فكر خوبی است .
ولكِن .. سَیَّدی .. نحنُ بِحاجةٍ إلی
مَعلوماتٍ عَن مَواضِعِ اَلعدو َّ!
اما . سرورم .... ما به ما به اطلاعاتی از مكان های
دشمن نیاز داریم .
كَلامُك َصَحیحٌ.
سخنت درست است ..
فَذهَبَ جُنْدِیٌ الْعَدوُّ لَیْلاً لِلْحُصُولِ عَلی الْمَعلوماتِ .
پس سرباز دشمن شب هنگام برای دستیابی به
اطلاعات رفت.
و بَعد ساعَةٍ وَصَلَ إلی مَوضِعِ قُوّاتِنا .
وبعد از یك ساعت به مكان نیروهای ما
رسید .
فی خَیْمَةِ قیادَةِ قُوّاتِنا
در چادر فرماندهی نیروهای ما
اَیُّها الإخْوَةُ !
ای برادران!
نحنُ فی هذه المِنْطقةِ مُدّةً طَویلةً و عَدَدُ
الْمُقاتلینَ (قَلیلٌ) الآنَ ...
ما مدتی طولانی است در این منطقه ایم و اكنون
تعداد رزمندگان كم است
و أكثَرُهم فی الْخَنادِقِ ( مَجروحونَ) شدیداً .
و بیشترشان در سنگرها به شدت مجروح وزخمی
هستند.
أنا( مَسؤولُ) ... فَعَلینا الرُّجوعُ هذه اللَّیْلَةَ
من مسئولم... پس لازم است امشب برگردیم
و نحنُ (راجعون) عَن طریقِ الْبَحْرِ إن شاءَ اللهُ.
و اگرخدا بخواهد ما از راه دریا برمی گردیم .
فَرِحَ جُنْدیُّ الْعَدُوَّ بهذه المعلوماتِ السرّیَّةِ .
سرباز دشمن با این اطلاعات محرمانه خوشحال
شد .
مَن ذِئْب الصَّحراءِ ... إلی عُقابِ الصَّحْراءِ
از گرگ صحر ا ... به عقاب صحرا
نَعَم .. نَعَم .. أنا أَسْمَعُ
بله .. بله .. من می شنوم
سَیَّدی ! سَیَّدی .. أخبارٌ مُهِمَّةٌ .. أخبارٌ مُهِمَّةٌ ِجدَّاً...
سرورم .. سرورم .. خبرهای مهم ...
خبرهای بسیارمهم
سَمِعْتُ قَبلَ لَحَظاتٍ هذه الْكَلِماتِ ..
چند لحظه قبل این سخنان را شنیدم
عَدَدُ الْمُقاتِلینَ كثیرٌ ! و هُم عَدَدُ (مَسْرورونَ) جدّاً!
تعداد رزمندگان زیاد است ! و آنها بسیار خوشحالند .
اسم قائدِ الْعَملیّاتِ (مَسعودٌ) !
اسم فرمانده عملیات مسعود است
و لَهُم( هُجومٌ ) هذه الْلیلَةَ ! هُم ( قادِمونَ)
عن طریقِ البْحَرِ .
و امشب حمله ای دارند! آنها از راه دریا درحال
آمدن هستند .
سَمِعْتَ .. سَیِّدی .. سَمِعْتَ ؟
شنیدی ... سرورم .. شنیدی ؟
نَعَم .. نَعَم . تَمام .
بله .. بله .. تمام
مِن عُقابِ الصَّحراءِ إلی مَقَّرَّ القائِد :
از عقاب صحرا به پایگاه فرمانده
اَلْهُجومُ قریبٌ .....
حمله نزدیك است
اَلْاِنْسِحاب َ... الْانْسِحابَ ... سریعاً .. سریعاً ...
عقب نشینی ... عقب نشینی .... سریع .. سریع ..